السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

79

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

سؤال پاسخ خود را دريافت نمىكند ، پس به طوركلى اين سؤال بىفايده و غلط خواهد بود . 2 . گفتيم كه ما گاهى به موجوديت يك موجود يقين داريم ، ولى شك در ماهيت آن داريم . مثل آن‌كه به وجود شبحى كه از دور مىآيد يقين داريم ، ولى نمىدانيم كه ماهيت او چيست ، حيوان است يا انسان ، يا چيز ديگر . يا بالعكس ، ماهيت يك چيز را مىدانيم ، مثلًا مىفهميم كه اتفاق و شانس يعنى چه ، ولى نمىدانيم كه آيا اين دو ، وجود دارند يا نه . هم‌چنين وقتى علم به وجود نفس داريم اما نمىدانيم كه نفس از نظر ماهيت جوهر است يا عرض در اين‌جا علم به وجود نفس و شك در ماهيت آن داريم . اينها همه گواه بر آن هستند كه امر متيقن ، غير از امر مشكوك است . ماهيت و وجود يك چيز نيستند ، بلكه دو چيز و داراى دو حكم مختلف هستند . پس اين سخن مدعى كه « وجود » در هر قضيه‌اى كه استعمال مىشود به معناى همان ماهيت و موضوعى است كه بر آن حمل مىشود ، سخن ناصحيحى است . ماهيت ، غير از وجود است . وقتى مىگوييم « الانسان موجودٌ » يا « النّبات موجود » نمىخواهيم بگوييم « الانسان انسان » يا « النبات نبات » بلكه مىخواهيم بگوييم انسان و نبات ، موجود هستند . نظريهء غلط مشترك لفظى بودن وجود ميان واجب و ممكن و ردّ آن متن ونظيره فى السّخافة ما نسب إلى . . . فحكم المغايرة إنّما هو للمصداق دون المفهوم . ترجمه نظير سخن فوق « 1 » ( اشتراك لفظى بودن وجود ) در ناصوابى ، نسبتى است كه به بعضى داده شده

--> ( 1 ) . بر اساس آنچه در شرح مواقف ، ص 922 آمده قائل به اين نظريه كشّى و اتباع او مىباشند . شهرستانى در ملل ونحل ، ج 1 ، ص 192 آن را به اسماعيليه نسبت داده است برخى ديگر آن را به قاضى سعيد قمى نسبت داده‌اند ( هستى از نظر فلسفه و عرفان ، ص 22 - 24 )